خرید بک لینک

دنبال شغلم

و ی جایی ک طرحم رو بگذرونم

و خیلی زیاد نگران

یعنی دفعه بعدی ک پست میذارم کجای این سیستم مشغولم یا اصلا مشغول هستم یا ن

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: يکشنبه 9 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:08

امروز ورود به سازمان و تایید

و تا ی قدمی شماره نظام اومدم عکس بگیرم کاراش رو انجام بدم و ثبت نام

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: يکشنبه 26 فروردين 1403 ساعت: 1:32

ترم آخر

امتحانای آخر

ذهنم خیلی درگیر

خیلی سخت میتونم تمرکز کنم و درس بخونم 

و همش خوابم میاد و میخوابم

خیلی بد شده ک نمیتونم خودمو جمع کنم

ای کاش بتونم همت کنم این 20 واحد اخر رو هم پاس کنم 

یعنی میشه؟ 

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 2:40

گر مرد رهى ز رهروان باش در پرده سر خون نهان باش بنگر که چگونه ره سپردند گر مرد رهى تو آن چنان باش خواهى که وصال دوست یابى با دیده درآى و بى زبان باش از بند نصیب خویش برخیز دربند نصیب دیگران باش در کوى قلندرى چو سیمرغ مى باش به نام و بى نشان باش بگذر تو ازین جهان فانى زنده به حیات جاودان باش در یک قدم این جهان و آن نیز بگذار جهان و در جهان باش منگر تو به دیده تصرف بیرون ز دو کون این و آن باش عطار ز مدعى بپرهیز رو گوشه نشین و در میان باش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: شنبه 19 فروردين 1402 ساعت: 17:24

اخر این هفته میرسم به اون چشم اندازی که از اول ورودم به این سیستم یه اتفاق مهم بود برام بعدا برمیگردم میگم دقیقا چی بود و چی شد 

الان استرس دارم و نگرانم و سعی میکنم اروم نشون بدم خودم رو

برگشتم تهران توی اتاق خودم

همون حال و هوا 

به نظرم باید بیام کامل بنویسم چی شد 

چون واقعا اتفاقات جالبی افتاد 

امیدوارم اخرش خوب باشه و من راضی باشم.

تمام برای فعلا

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 اسفند 1401 ساعت: 17:27

ی سری نوت توی گوشیم دارم برای مواقعی ک تحت فشار بودم ی سری یادداشت کردم امروز میخوندم مطالبش جالب بود و شاید ب درد بخور

از اونجایی ک بعد ی مدت شاید پاکشون کردم از گوشی اگه وقت شد بهتره وارد کنم توی این پلتفرم 

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1401 ساعت: 20:44

این همون زمستونی هست ک از خیلی وقت پیش فکر بهش تن و بدنمو میلرزوند. پاییز گذشت و نیاز نبود امتحان خاصی بگذرونم اما زمستون با کلی امتحان از پیش تعیین شده و غیرمنتظره همراه هست برای من . اکثر کلاسای ترم نه تا اینجا تموم شدن و شنبه هفته بعد امتحان اسکی رو دارم که اصلا مشخص نیست چ خبره و امیدوارم به خیر بگذره.  ی کم خسته شدم از بی برنامه بودن این دانشگاه  از خودخواه بودن ادم هایی که خسیسن توی اشتراک گذاشتن اطلاعات  ازهمون روز اول مشخص بود ک اینا اینجورین و با شلوغ کردن محیط میخوان ضعف و عیب هاشونو بپوشنن . دلم خیلی پره و اگه بخام غر بزنم ساعتها غر میشه ک بیفایده اس و تنها راه حل اینه که سعی کنم مسیری ک خودم فکر میکنم درسته رو برم  باورم نمیشه بعد از رب قرن زندگی هنوزم از محیط رنگ میگیرم و حرفای ادما برام اهمیت داره و تو ذهنم حلاجی شون میکنم . درحالیکه اونا بدون اینکه من براشون مهم باشم یا اصلا من وجود داشته باشم دارن زندگی شونو میگذزونن. درسته از این ادما میشه مسیر زندگی و کلی چیز یاد گرفت ولی نه برای تایمایی ک من خودم ترافیک مغزی دارم . نیاز دارم اون لباس با یقه ی بلند رو بپوشم تا پایان سال و حواسمو بدم ب کارام .  باید روی خودم و کارام تمرکز کنم و ب بقیه اهمیت ندم باید این یادم بمونه الان هم بیشتر نمیرسم بنویسم  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1401 ساعت: 20:44

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1401 ساعت: 20:44

اینجا باید خونه امن من باقی بمونه

خوشالم ک بهش نگفتم چنین جایی هم هست ک الان بعد تموم شدن از اینجا هم دنبال اسباب کشی باشم.

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 11:39

قرص ها و ماده ها شیمیایی که به عنوان خونه اخر باید کمکم کنن ک حالم خوب بشه

که من نرمالم

که این فکرای عجیب رو بریزم بیرون  از مغزم و فقط مثل بقه زندگی کنم

پ.ن: فشارای این چند وقت فراتر از حد من رفتن و من ضعیف تر از قدیمم و فقط میخام این همه اتفاق و حرف و شنیده ک رفتن درونم و سیاهی شدن رو بالا بیارم

اهنگ: خونه اخر جیدال

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 11:39

من نیاز دارم با خودم روراست باشم . قدیم فک میکردم علاقه و این چیزا مهم نیس و اگه وارد ی مسیر شد علاقه بهش هم میاد. عقیده م تا ی حدی درست بوده تا اونجایی ک اون فیلد رو اینقد بالا پایین کنی تا ی جنبه جذابشو ببینی و بچسبی بهش و باهاش زندگی کنی  من خیلی وقته وجود ندارم نمیدونم چی میخام و کجام حتی!!! علاقه مو پیدا نمیکنم چونکه حتی نمیتونم بگردم . هیچ چیزی رو بیش تر از دو سه روز پیگیری نمیکنم برا همین 1400 من پر از برنامه و پلن های اجرا نشده بود  نمیتونم روی خط صاف حرکت کنم حتی تو ساده ترین حالت بیام چند روز اون کتابه ک ی خط فکری دیگه داره بخونم و ذهنم متمرکز نگه دارم روش . همش مییپرم ب داستانای قدیم که ای خدا من چرا تو همه برهه های زندگی تنهام چرا هیچ دوستی نداروم و... بعد چون تا ته این فکرا رو هم رفتم وسطاش میبینم ک عه باز داشتم ی کاری میکردم و ذهنم پریده که الان وسط این فکرای تکراری م. پیدا کنم خودم و علاقه مو و ی مسیری که ادامه بدمش  نسبت به سال قبل با تجربه و تجزیه تحلیل هایی که کردم دیدم نسبت به چیزی که میخام واضح تر شده و سعی کردم همه اون چیزایی که بهش رسیدم خالی از اون حس های منفی انسانی باشه که مثلا من قدیم درس خوندم کنکور قبول شم ک از شهری ک توش به دنیا اومدم فرار کنم البته تصمیم بدی نبود و تهران واقعا ارزشش رو برا من و اهداف و سبک زندگی اینده م داره ولی همون وقت میتونم تصمیم سالم تری بگیرم و نیاز نبود اون همه سال نفرت داشته باشم به این شهر و ادماش  فرار فرار معنی نداره تا وقتی که زندگی همش همون چیزی که ازش فرار میکردی رو میذاره جلوت تا تو حلش کنی ک بری مرحله بعد دعا کنم برا خودم اینکه تو محیط خوب با ادمای خوب قرار بگیرم. اخلاق اجتماعی م بهتر بشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 11:39

خلابعد از اینکه زمانم تقریبا ب اختیار خودم دراومد خیلی دنبال این گشتم و میگردم که این ساعتای بی پایان و بی حاصل من کجا میرن! ساعت های طولانی رو ب «هیچ» فکر میکنم و حتی گاها به جاهایی میرسم که خوشحال یا نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 5 فروردين 1399 ساعت: 18:14

اگه من بودمهمین تصویر و کلی کلمه میشدن دلیل برای اینکه برای چند دقیقه ای دنیارو از ی دیدی ببینم و توصیف کنم که کلی برای دوربودن ازش تلاش کردم ولی خب الان فقط نگاه میکنم به عکس و به صدای قطره های سنگینی که به کف ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 5 فروردين 1399 ساعت: 18:14

به جای این همه چیزای به درد نخوری ک تو علم پیدا کردن ای کاش تو این همه سال ی پل ب گذشته پیدا میکردند برای زمانایی ک آدم دلتنگ گذشته میشه ولی هیچ راهی هیچ آهنگی هیچ رفیقی ازاون دوره ها پیدا نمیکنه ک صدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:41

خیلی وقته که دیگه خونه امن اخرم وبلاگ نیس این عادت از سرم افتاده تا همه چیو دی اکتیو کنم و خودمو پشت صفحه سرد "انتشار مطلب جدید"پنهون کنم و دنبال ارامش یا ی راه حل بگردم نمیدونم از بزرگتر شدنمه یا از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین پارسامنش تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:41

صفحه بندی